داغترینها

۱۹۰,۰۰۰ریال

در انبار

۷۹ صفحه – رقعی (شومیز) – چاپ ۱ – ۱۰۰۰ نسخه  ISBN: ۹۷۸-۶۰۰-۸۳۵۶-۵۲
 تاریخ نشر:۹۸/۱۰/۲۹  
کد دیویی:۶۲/ ۳فا۸[ج]
 زبان کتاب:فارسی  محل نشر:تهران – تهران

نسخه الکترونیک

سنجش

بخشی از داستان اول:

ارواح آب‌انبار

بهار گفت: «من تموم روزنامه‌هایی که خبرش رو کار کردن، خوندم. نوشته بودند: مردم بعضی شب‌ها سایه دیدن و گفتن روح سرگردان بوده. یک شب هم چندبار چراغ‌ها خاموش روشن شد که باز گفتن کار روح بوده، بعد که پای پلیس میاد وسط دیگه کسی چیزی ندیده»

قبل از این‌که فرهاد حرفی بزند، رامین وارد محوطهٔ تازه آسفالت شدهٔ آپارتمان‌های نوساز شد. از همان بالای میلهٔ بارفیکس پرسید: تو و خاله کجا رفته بودید؟

– سردخونه.

فرهاد پرید پایین و قبل از این‌که تعادلش را حفظ کند، گفت: «چرا اون جا؟»

– مامان میگه وقتی توی بیمارستان‌ها پیداش نیست، باید بریم پزشکی قانونی و سردخونه.

– یعنی تو و خاله فکر می‌کنید بابات مُرده؟

– نمی‌دونم. اما اَگه زنده ا‌ست،  پس چرا برنمی‌گرده خونه؟

– شاید رفته باشه خارج. شاید هم مرگ مغزی شده و بیمارستان هم  آگهی دادن اما شما نفهمیدین و هر تیکه بدنش رو به یکی اهدا کردن.

– یعنی تو هم میگی دیگه زنده نیست! و یقهٔ فرهاد را چسبید.

بهار که تکیه داده بود به ماشین‌های پارک شدهٔ کنار محوطه، خودش را رساند به آن‌ها و گفت: «شما دوتا مثل آدم نمی‌تونید باهم حرف بزنید؟ حتماً باید مثل سگ و گربه بپرید به هم!»

– حالا سگ کیه، گربه کی؟

– گیر نده فرهاد. فقط آدم باش و به قول مامان با این بچه یتیم …¬

دیگر ادامه نداد و فوری کف دستش را گذاشت روی دهانش. رامین انگار می‌خواست با نگاهش چیزی را کشف کند. به صورت بهار خیره شد و با التماس پرسید: چیزی می‌دونی دخترخاله؟

فرهاد پوفی کشید و با عصبانیت به بهار نگاه کرد و گفت: نه، این فقط یک چیزی می‌پرونه مثل همون سگ و گربه گفتنش

رامین که از جواب فرهاد نسبتاً راضی شده بود، پرسید: تو چی، رفتی قبرستون؟

– یک عملیات تجسس ناموفق. بینی‌اش را گرفت و موزیک کارتون پلنگ صورتی را با لب و دهانش نواخت. رامین و بهار با چشم‌های گشاد شده نگاهش می‌کردند.

تولید کننده

انتشارات بیکران دانش

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب رانندگی یک موجود شرور”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بازگشت به بالا